این پروژه از یک ایده آغاز نشد؛ از یک واقعیت آغاز شد. سازه ساخته شده بود، جایگاه بازشوها مشخص بود و چارچوب کلی ساختمان پیش از شروع طراحی شکل گرفته بود. آنچه باقی مانده بود، یافتن نظمی بود که بتواند به این کالبد از پیش ساختهشده هویت ببخشد.
طراحی نما بر پایهی حذف عناصر غیرضروری و تأکید بر تناسب شکل گرفت. ریتمی منظم از صفحات، قابها و فضاهای خالی، زبان اصلی پروژه را میسازد؛ زبانی که به جای نمایش، بر آرامش و ماندگاری تکیه دارد.
انتخاب متریالی یکدست و خنثی، توجه را از تزئینات به کیفیت فضا معطوف میکند. سایههایی که در عمق تراسها شکل میگیرند، انعکاس نور بر سطوح ساده و شفافیت بازشوها، در طول روز چهرهای متغیر به ساختمان میبخشند؛ بیآنکه به اغراق یا پیچیدگی متوسل شوند.
این پروژه نشان میدهد که معماری همیشه از آزادی کامل متولد نمیشود. گاهی کیفیت، نتیجهی گفتوگوی دقیق میان محدودیت و خلاقیت است؛ جایی که تناسب، مهمترین متریال طراحی میشود.